تبلیغات
وبلاگ بزرگ هفته ها - .:: داستانهای كوتاه ::.

صفحه نخست | آرشیو مطالب | ارتباط با ما | ایمیل مدیر | خانگی سازی | ذخیره صفحه | لینك آر اس اس | طراح قالب

کاربر مهمان، خوش آمدید به .:: وبلاگ بزرگ هفته ها ::.

موضوعات

آرشیو ماهیانه
هفته سوم اسفند 1389
هفته اول اسفند 1389
هفته چهارم بهمن 1389
هفته سوم بهمن 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اول بهمن 1389
هفته چهارم دی 1389
هفته دوم دی 1389
هفته اول دی 1389
آرشیو کامل

آمار بازدید

نویسندگان :
» محمد سلامت

آمار وبلاگ :
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین به روز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

اخبار امروز جام جم

تبلیغات


پیام مدیریت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، به این وبلاگ خوش آمدید . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در بهتر شدن كیفیت مطالب وبلاگ یاری رسانید .

.:: داستانهای كوتاه ::.

مرتبط با : داستان

.:: داستانهای كوتاه ::.



اعتقاد به خداوند

مرد جوانی که مربی شنا و دارنده ی چندین مدال المپیک بود٬ به خدا اعتقادی نداشت. او چیزهایی را که درباره خداوند میشنید مسخره میکرد.شبی مرد جوان به استخر سر پوشیده آموزشگاهی رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای شنا کافی بود.مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود.ناگهان٬ سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد. احساس عجیبی تمام وجودش را فراگرفت. از پله ها پائین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد.آب استخر برای تعمیر خالی شده بود !!!

پنــــجره
در بیمارستانی، دو بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشیند ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد. آنها ساعتها با هم صحبت می‏کردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازی یا تعتیلاتشان با هم حرف می‏زدند و هر روز بعد از ظهر، بیماری که تختش کنار پنجره بود، می‏نشست و تمام چیزهائی که بیرون از پنجره می‏دید، برای هم اتاقیش توصیف می‏کرد. پنجره، رو به یک پارک بود که دریاچه زیبائی داشت. مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می‏کردند و کودکان با قایقهای تفریحیشان در آب سرگرم بودند. درختان کهن، به منظره بیرون، زیبیایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دور دست دیده می‏شد. همان‏طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف می‏کرد، هم اتاقیش جشمانش را می‏بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می‏کرد و روحی تازه می‏گرفت. روزها و هفته‏ها سپری شد. تا اینکه روزی مرد کناز پنجره از دنیا رفت و مستخدمان بیمارستان جسد او را از اتاق بیرون بردند. مرد دیگر که بسیار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد. مرد به آرامی و با درد بسیار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد. بالاخره می‏توانست آن منظره زیبا را با چشمان خودش ببیند ولی در کمال تعجب، با یک دیوار بلند مواجه شد!   مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقیش همیشه مناظر دل انگیزی را از پشت پنجره برای او توصیف می‏کرده است.
پرستار پاسخ داد: ولی آن مرد کاملا نابینا بود !!!



خانه

یک نجار مسن به کارفرمایش گفت که میخواهد بازنشسته شود تا خانه‏ای برای خود بسازد و در کنار همسر و نوه‏هایش دوران پیری را به خوشی سپری کند.

کارفرما از اینکه کارگر خوبش را از دست میداد، ناراحت بود ولی نجار خسته بود و به استراحت نیاز داشت. کارفرما از نجار خواست تا قبل از رفتن خانه‏ای برایش بسازد و بعد باز نشسته شود.  نجار قبول کرد ولی دیگر دل به کار نمیبست، چون میدانست که کارش آینده‏ای نخواهد داشت، از چوبهای نامرغوب برای ساخت خانه استفاده کرد و کارش را از سر‏سیری انجام داد.  وقتی کارفرما برای دیدن خانه آمد، کلید خانه را به نجار داد و گفت: این خانه هدیه من به شما است، بابت زحماتی که در طول این سالها برایم کشیده‏اید.  نجار وا رفت؛ او در تمام این مدت در حال ساختن خانه‏ای برای خودش بوده و حالا مجبود بود در خانه‏ای زندگی کند که اصلاً خوب ساخته نشده بود


منبع : t3ha.mihanblog.com


نوشته شده توسط محمد سلامت در یکشنبه 12 دی 1389

نظرات ()

مطالب پیشین

جمهوری آذربایجان
حکایت لقمان حکیم !!!!
فرق "دیـــــــدن" و "نگـــــاه کردن" !!!
علائم هشدار دهنده ی بی آبی بدن
اسم واقعی بزرگان
داستان میدان تجریش...
در رثای نور
زندگینامه امام خمینی (ره)
زندگینامه امام خمینی (ره)
زندگینامه امام خمینی (ره)
ایمنی غذا
تغذیه و ورزش
زندگینامه محمدزکریای رازی (کاشف الکل)
ابوعلی سینا
والدین برای لگد زدن نیستند(یک مطلب بسیار مهم)
لیست کامل مطالب ارسالی


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ: محمد سلامت


صفحات جانبی

قرآن كریم


اَبر برچسبها
سیگنال امتحان قرآن دستگاه فیلم نهج البلاغه داستان فلش شعر ژاپن موبایل معلم عكس دریا تصویر لقمان جمعه نگاه کردن دیجیتال رایانه سرطان شارژ ایران پلیس روزه فردوسی پور ویندوز تبدیل آفتاب امام پیامبر گوشی مرد لقمان حکیم عطسه زندگی تلسكوپ جالب ترفند دیدن آب همسایه دزد بیماری باطری بهشت پیشگیری آیه الكرسی ماهی امام خمینی


Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by 7eha

Design By : wWw.Theme-Designer.Com


قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

تم دیزاینر