تبلیغات
وبلاگ بزرگ هفته ها - در رثای نور

صفحه نخست | آرشیو مطالب | ارتباط با ما | ایمیل مدیر | خانگی سازی | ذخیره صفحه | لینك آر اس اس | طراح قالب

کاربر مهمان، خوش آمدید به .:: وبلاگ بزرگ هفته ها ::.

موضوعات

آرشیو ماهیانه
هفته سوم اسفند 1389
هفته اول اسفند 1389
هفته چهارم بهمن 1389
هفته سوم بهمن 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اول بهمن 1389
هفته چهارم دی 1389
هفته دوم دی 1389
هفته اول دی 1389
آرشیو کامل

آمار بازدید

نویسندگان :
» محمد سلامت

آمار وبلاگ :
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین به روز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

اخبار امروز جام جم

تبلیغات


پیام مدیریت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، به این وبلاگ خوش آمدید . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در بهتر شدن كیفیت مطالب وبلاگ یاری رسانید .

در رثای نور

مرتبط با : مطلب جالب مناسبتی مذهبی شعر ادبی

http://sh-poldokhtar.ir/_DouranPortal/images/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%AE%D9%85%D9%8A%D9%86%D9%8A.jpg



بى جمال تو (( شاعر : زكریا اخلاقى ))

تیره شد آئینه صبح درخشان بى تو
تار شد مشرق روحانى ایمان بى تو
نزهت این چمن از نكهت انفاس تو بود
زرد شد سبزى احسان بهاران تو
جنگل سبز قایم از تو بر افراشته شد
مى رود قوت زانوى درختان بى تو
ضجه ها مى زند از داغ جگر سوز فراق
در و دیوار غم آلود جماران بى تو
بى جمال تو دل آئینه و آب گرفت
آتشین شد نفس باد پریشان بى تو
پاره شد رشته منظومه نورانى شوق
گشت آفاق همه كلبه احزان بى تو
من چه گویم كه چه سان آئینه روز گرفت
رنگ دلگیرترین شام غریبان بى تو
كاش پیش از شب اندوه سفر مى كردیم
تا نبودیم در این باغ غزلخوان بى تو


یك آسمان نگاه (( شاعر : عباس براتى پور ))

او سینه اى به وسعت دریا داشت
چشمى چو آفتاب شكوفا داشت
در لحظه هاى خلسه و تنهایى

یك آسمان نگاه تماشا داشت
چشمان او چو آینه روشن بود
دستان او كرامت دریا داشت
با خویش آیه آیه سخن مى گفت
در خویش سوره سوره سخن ها داشت
وارسته از حضیض تعلق بود
چون كوه بود و پشت به دنیا داشت
در راه شور و عشق قدم مى زد
جانى براى هدیه مهیا داشت
چون لاله داغدار و جگر خون بود
در سینه هاى سوخته ماوا داشت
در عاشقى یگانه دوران بود
در دوستى طریقت مولا داشت
او در حصار واژه نمى گنجید
روحى بلند و عاشق و پویا داشت
((روح خدا)) به قرب خدا پیوست
چون آرزوى وصل تمنا داشت
در سوگ آن منادى راه عشق
مى ریخت خون ز دیده اگر , جا داشت


هفت پشت عطش (( شاعر : محمد على بهمنى ))

زنده تر از تو كسى نیست , چرا گریه كنیم ؟
مرگمان باد و مباد آنكه تو را گریه كنیم
هفت پشت عطش از نام زلالت لرزید
ما كه باشیم كه در سوگ شما گریه كنیم ؟
رفتنت آینه آمدنت بود , ببخش
شب میلاد تو تلخ است كه ما گریه كنیم
ما به جسم شهدا گریه نكردیم
مگر مى توانیم به جان شهدا گریه كنیم ؟
گوش جان باز به فتواى تو داریم , بگو
با چنین حال بمیریم , و یا گریه كنیم ؟
اى تو با لهجه خورشید سراینده ما
ما تو را با چه زبانى به خدا گریه كنیم ؟
آسمانا ! همه ابریم گره خورده به هم
سر به دامان كدام عقده گشا گریه كنیم ؟
باغبانا! ز تو و چشم تو آموخته ایم
كه به جان تشنگى باغچه ها گریه كنیم


سپاه اشك (( شاعر : سید ابوالقاسم حسینى ـ ژرفا ))

آن روز دیدى عشق با یاران چه مى كرد ؟
با شوره زار چشمها باران چه مى كرد ؟
دیدى زلال چشم مست آسمانیش
با جان خاك آلود هشیاران چه مى كرد ؟
بیدارى اش آشوب خواب مردگان بود
هم خواب او دیدى به بیداران چه مى كرد ؟
دیدى نهال رسته از لطف بهاریش
بى دست و پا در پاى جو باران چه مى كرد ؟
فرش قدوم ساده خدمتگذارى
دیدى سپاه اشك سرداران چه مى كرد ؟
این سیل را آرام روحش رام مى داشت
ورنه خدا داند به كهساران چه مى كرد
ابر آمد و طوفان گرفت و دود برخاست
غم بین كه در جان عزاداران چه مى كرد
مظلوم ما را كاین چنین مسموم كردند
جز شهد جان در جام دلداران چه مى كرد ؟
آن شب كه بر سنگین دلان زنجیر غم زد
در حلقه شوق سبكباران چه مى كرد ؟


دریاى طاقت (( شاعر : علیرضا قزوه ))

با آنكه آبدیده دریاى طاقتیم
آتش گرفته ایم كه غرق خجالتیم
امروز اگر به سایه راحت نشسته ایم
مدیون استقامت آن سرو قامتیم
دیرى است چشمها همه مبهوت آن لب است
عمرى است سر سپرده آن خال وحدتیم
این دستها ادامه دست وفاى توست
امروز اگر بزرگتر از بى نهایتیم
ما بى تو چیستیم ؟ چه مى دانم اى عزیز
ما هیچ نیستیم , سرا پا حقارتیم
باشد كه دست دوست تسلایمان دهد
ما را كه تا همیشه قدح نوش حسرتیم
تنها تو بد ندیده اى از واعظان شهر
ما نیز در شمار شهیدان تهمتیم
رونق فزاى میكده عشق , بعد از این
تا صبح وصل تشنه جام ولایتیم


كجاست دامن لطفت ؟ (( شاعر : فاطمه راكعى ))

هزار دست تمنا گشاده است دلم
كجاست دامن لطفت بیا شكست دلم
تو مهربان تر از آنى كه پا بر او بنهى
به پاى عشق تو خود را دخیل بست دلم
بیا دوباره و بگذار چون كه مى گذرى
كشد به دامن تو عاشقانه دست دلم
تو آمدى و گشودى به عشق چشمم را
كه چشم از همه عالم به جز تو بست دلم
دلم دلم چه كند با غم نبودن تو ؟
ببین كه در غم تو , چون به خون نشست دلم


آسمان گریه مى كند (( شاعر : عبدالرضا رضایى نیا ـ باران ))

بادها صیحه مى كشند , آسمان گریه مى كند
هم زمین ناله مى زند , هم زمان گریه مى كند
خسته ام , دل شكسته ام , در شب غم نشسته ام
روح خورشید رفته است , آسمان گریه مى كند
رنجها , آه رنجها , آه آه از شكنجها
دیده در التهاب تو , ناتوان گریه مى كند
هر نسیمى كه مى وزد , كوله بارش نگاه توست
همچو ابرى كز آسمان , مهربان گریه مى كند
با تو دنیا بهشت بود , بى تو دوزخ , نه سخت تر
دوزخ اما به حال ما , بى گمان گریه مى كند
اى سخاوت باز ببار باز , جنگل عشق تشنه است
كو به پاس دست تو , همچنان گریه مى كند
در بهشت از كه بنگرى گریه در خنده گم شده است
هر فرشته ز وصل او , شادمان گریه مى كند
چشمهایت ؟ نمرده اند , بادهایت نبرده اند
تو همین جایى اى عزیز , گر چه جان گریه مى كند


چراغ ما (( شاعر : استاد حمید سبزوارى ))
اى باغبان كه از تو صفا یافت باغ ما
دور از رخت خموش مبادا چراغ ما
ز آنجا كه نقش همت ذوق آفرین توست
آلاله اى فسرده نگردد به باغ ما
یادت به خیر باد كه پروانه هاى عشق
گیرند با هواى تو هر سو سراغ ما
ممنونم از كرامت ساقى كه ساقه ها
از كف نمى نهند به بستان باغ ما
چون سرو , سرفراز و چو گل , لب شكفته اى


((هر چند خار غم دمد از باغ و راغ ما))
ما مست شورشیم ز صهباى میفروش
گو مدعى به خواب ببیند فراغ ما
پرورده كنار توایم اى امام اگر
تاب قصور و حور ندارد دماغ ما
ما لاله هاى زاده به داغیم و این چمن
سرخ است جاودانه , كه گرم است داغ ما


نقد عمر (( شاعر : استاد محمود شاهرخى ـ جذبه ))
اى خوش نشین سایه چشم تو آفتاب
او را به جان ز آتش شوق تو التهاب
از بس ز مهر دوخت به رخساره ات نظر
آورد آب , چشم جهان بین آفتاب
از ساغر نگاه تو اى پیر میفروش
گشتند قدسیان چو خراباتیان خراب
ما را به بارگاه حقیقت نبود بار
كردیم با كرشمه چشم تو فتح باب
از كیمیان مهر تو اى روشنایى غیب
شد قلب ما ز بوته برون با عیار ناب
بردى در این سراچه اگر رنج بى شمار
شد حاصل زمانه ز تو فیض بى حساب
تو درحریم وصل كشیدى شراب عذب
ما در لهیب هجر قرینیم با عذاب
گرما ز تاب آتش هجران گداختیم
لاهوتیان ز وصل تو گشتند كامیاب
اى هفت بحر در بر زهد تو شبنمى
دنیا سراب بود تو فارغ از این سراب
رفتى چنان كه باد به گردت نمى رسید
اى نقد عمر از چه گذشتى بدین شتاب
یاران حذر كنید ز طوفان گریه ام
در موج اشك (( جذبه )) بود شور انقلاب


یك جرعه صبر (( شاعر : سپیده كاشانى ))
رفتى و سیل اشك امانم نمى دهد
پیكى خبر زبخت جوانى نمى دهد
من ناتوان ز هجر و نمى جویمت , دریغ
اى جان , نشانى از تو توانم نمى دهد
پران شدى به سوى افقهاى دور دست
یا دست سرنوشت نشانم نمى دهد ؟
امشب ستاره ها ز چه رو رنگ باختند
مرغى خبر ز روح روانم نمى دهد
گیرد ز دیده دست مصیبت گلابها
طوفان عقده ره به فغانم نمى دهد
((اشكم هزار مرحله از دل گذشته است))
یك ((جرعه)) صبر جام زمانم نمى دهد
اى پیر در عزاى تو این آه سینه سوز
جز در حریم شعله مكانم نمى دهد


یك آسمان تجلى و تكرار (( شاعر : عبد الجبار كاكایى ))
اى سرو سبز پوش سبكبار
اى نخل زخم خوره ایثار
نام تو همردیف ستاره است
یك آسمان تجلى و تكرار
دیشب تو را در آینه دیدم
بر دوش صد هزار سپیدار
كاش آن نگاه سوخته مى شد
بر روى چشمهاى من آوار
شرقى تر از تبار سحر بود
آن چشم آفتابى بیدار
از بس كه سوخت این دل پر درد
آتش گرفت سینه تبدار


هفت بند ناى (( شاعر : مشفق كاشانى ))
نخل سر سبز بلند تو چو بر خاك افتاد
سرو خم گشت كه آن قامت چالاك افتاد
ساغر عشق ز سر پنجه بیداد شكست
لاله پر پر شد و خون در جگر تاك افتاد
قمرى از نغمه فرو ماند و هزار از آواز
گل پریشان شد و با سینه صد چاك افتاد
آه در آینه اشك فرو ریخت غبار
گرد ماتم به سراپرده ادراك افتاد
ناله فریاد شد و شعله ور از جان برخاست
آتش افروخت و بر دامن افلاك افتاد
تا صلاى تو در آویخت به گوش ملكوت
آسمان نعره زد و كوه ز پژواك افتاد
خم عرفان ز مى جام تو در جوش و دریغ
كه زدست فلك این جام طربناك افتاد
سوگ مرگ تو سرآغاز پیامى دگرست
رستخیر دگر , انجام قیامى دگرست

 

منبع : www.tooba-ir.org


برچسب ها : امام خمینی

نوشته شده توسط محمد سلامت در چهارشنبه 20 بهمن 1389

نظرات ()

مطالب پیشین

جمهوری آذربایجان
حکایت لقمان حکیم !!!!
فرق "دیـــــــدن" و "نگـــــاه کردن" !!!
علائم هشدار دهنده ی بی آبی بدن
اسم واقعی بزرگان
داستان میدان تجریش...
در رثای نور
زندگینامه امام خمینی (ره)
زندگینامه امام خمینی (ره)
زندگینامه امام خمینی (ره)
ایمنی غذا
تغذیه و ورزش
زندگینامه محمدزکریای رازی (کاشف الکل)
ابوعلی سینا
والدین برای لگد زدن نیستند(یک مطلب بسیار مهم)
لیست کامل مطالب ارسالی


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ: محمد سلامت


صفحات جانبی

قرآن كریم


اَبر برچسبها
فیلم شعر فردوسی پور آب ماهی امام شارژ تلسكوپ آفتاب دزد پیامبر جمعه روزه جالب معلم ایران رایانه پلیس پیشگیری موبایل دیجیتال دریا امام خمینی ویندوز تبدیل سیگنال داستان دستگاه تصویر گوشی زندگی فلش باطری لقمان نهج البلاغه قرآن آیه الكرسی همسایه عطسه ژاپن ترفند دیدن سرطان مرد بیماری نگاه کردن لقمان حکیم عكس امتحان بهشت


Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by 7eha

Design By : wWw.Theme-Designer.Com


قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

تم دیزاینر